این بحث در شرایطی دوباره داغ شده که بازار سهام پس از دورهای تعطیلی و متأثر از ریسکهای جنگ، بار دیگر با موجی از تقاضا و صفهای خرید در بسیاری از نمادها مواجه شده است. همزمان تجربه بازگشایی برخی نمادها بدون دامنه نوسان، پرسشهایی را درباره ضرورت حفظ این محدودیت و امکان حرکت تدریجی به سمت سازوکارهای رایج در بورسهای جهان مطرح کرده است.
فردین آقابزرگی، کارشناس ارشد بازار سرمایه، در گفتوگو با اقتصادنیوز، ضمن انتقاد از محدودیتهای موجود در معاملات بورس، معتقد است هرچه دامنه نوسان محدودتر شود، فرآیند کشف قیمت و شفافیت بازار با اختلال بیشتری روبهرو خواهد شد. او همچنین تأکید میکند که اگر قرار است بازار سرمایه ایران به استانداردهای بینالمللی نزدیک شود، نمیتوان بهصورت گزینشی از تجربیات جهانی استفاده کرد و همزمان مهمترین اصول حاکم بر سازوکار عرضه و تقاضا را نادیده گرفت.
شروح گفتوگوی اقتصادنیوز را در ادامه میخوانید.
****
*آقای آقابزرگی! شما موافق دامنه نوسان ۳ درصدی در بورس هستید؟ چرا دامنه نوسان بورس ایران به جای اینکه افزایش پیدا کند، در حال کاهش است؟ تا دو سال قبل دامنه نوسان بورس ۵ درصد بود، اما مدت زیادی است که دامنه ۳ درصدی برای آن در نظر گرفتهاند. آیا این تصمیم درستی است؟
دامنه نوسان از محدودیتهایی است که در نظام طبیعی عرضه و تقاضا، چه در سطح کلان اقتصاد و چه در بورس، اعمال میشود. ما در گذشته دامنههای ۵، ۶ و حتی ۷ درصدی را هم تجربه کردهایم. انتظار این بود که به مرور زمان، البته نه لزوماً بلافاصله پس از بازگشایی بازار بعد از جنگ، این آزادی عمل و اصلاح در زیرساخت معاملات ایجاد شود. هرچند اقدام آقای صیدی، رئیس سازمان بورس در شرایط بازگشایی معاملات پس از جنگ شاید در آن مقطع چندان مناسب نبود، اما اکنون با توجه به اشتیاق خرید و جریان مثبت بازار سهام، به نظر من جای بازنگری وجود دارد. البته در حال حاضر حدود یکسوم ارزش بازار به دلیل توقف ۴۲ نماد، عملاً متوقف است.
هرچه دامنه نوسان را محدودتر کنیم و به طور کلی هرگونه محدودیت بر نظام طبیعی عرضه و تقاضا اعمال شود، فرآیند کشف قیمت و شفافیت آن ناصحیحتر و کندتر خواهد شد.
اگر در برخی حوزهها به تجربههای بینالمللی استناد میکنیم، نباید گزینشی عمل کنیم
*به طور کلی، بورس ایران پتانسیل این را دارد که دامنه نوسان آن حذف شود؟ بهویژه اکنون که شاخص مثبت است؟
در بسیاری از زمینهها به مطالعات تطبیقی و تجربه سایر بورسهای دنیا و بورسهای پیشرو استناد میکنیم، اما در برخی حوزهها همچنان بر رویههای خود اصرار داریم؛ از جمله دامنه نوسان و حجم مبنای غیرپویا. در حالی که دامنه نوسان پویا و حجم مبنای پویا از تجربیات بینالمللی هستند؛ هرچند لزوماً مختص بورسهای پیشرو نیستند.
اگر قرار است بورسی داشته باشیم که خودمان نسخهای مجزا از شکل طبیعی بازار و تجربه بینالمللی برای آن طراحی کنیم، باید این موضوع را صریح بگوییم. اما اگر در برخی حوزهها به تجربههای بینالمللی استناد میکنیم، نباید گزینشی عمل کنیم. بله، شاید بازار در شرایط فعلی و بهویژه در وضعیت موجود، ظرفیت حذف یکباره حجم مبنا یا دامنه نوسان را نداشته باشد، اما این به معنای صرفنظر کردن از انجام این اصلاحات نیست.
*در کشورهایی که بورس آنها دامنه نوسان ندارد، چه شرایطی وجود دارد که بورس ما فاقد آن است؟
در سایر کشورها و بورسها، حتی نه لزوماً بورسهای پیشرفته، اینگونه نیست که ابتدا بررسی کنند آیا نظام معاملات یا سازوکار عرضه و تقاضای آنها ظرفیت چنین اقدامی را دارد یا خیر. این یک ضابطه کلی است و تجربه بینالمللی نیز نشان داده که با استفاده از دامنه نوسان پویا میتوان سرعت کشف قیمت را افزایش داد و در عین حال قیمت منصفانه و شفاف را سریعتر کشف کرد.
بنابراین اینکه بگوییم ظرفیتهای خاصی داریم یا نداریم، استدلال کاملی نیست. بله، ریسکهایی مانند نوسان نرخ ارز، نبود ابزارهای پوشش ریسک ارزی و همچنین نظام قیمتگذاری دستوری در اقتصاد و بورس ما وجود دارد. اما همانطور که عرض کردم، یا باید مجموعهای از اصول و ادبیات مشخص را بپذیریم، یا اگر میخواهیم بورسی داشته باشیم که حتی در سطح منطقه مطرح باشد و عضو کنفدراسیونها و نهادهای بینالمللی بورس باشد، نمیتوانیم همزمان از پذیرش برخی ویژگیهای اصلی آن سر باز بزنیم.
اقتصاد ما به دلیل حضور گسترده دولت بهعنوان یک بنگاه اقتصادی بزرگ، با مانع جدی در شکلگیری یک بازار واقعی مواجه است. میتوان گفت با نوعی «نابازار» روبهرو هستیم؛ بازاری که در آن حدود ۸۰ درصد سهام بهطور مستقیم یا غیرمستقیم در اختیار دولت و شرکتهای وابسته به آن است. اما این موضوع نباید باعث شود که اصل و اساس سازوکار عرضه و تقاضا در بورس را تحتالشعاع قرار دهیم.
نباید یک فرآیند جامع و کامل را تحت تأثیر منافع یک صنف یا گروه خاص قرار دهیم
*مخالفان وجود دامنه نوسان، بازارهای خودرو، مسکن، طلا و ارز را مثال میزنند که در آنها دامنه نوسان وجود ندارد، اما کسی هم دارایی خود را مفت نمیفروشد. آیا میتوان بورس را از این نظر با سایر بازارها مقایسه کرد؟
موافقان و مخالفان این موضوع ممکن است هرکدام به اقتضای منافع خود موضعگیری کنند؛ همانطور که شما به بخش خودرو، طلا و سایر حوزهها اشاره کردید. اما نباید یک فرآیند جامع و کامل را تحت تأثیر منافع یک صنف یا گروه خاص قرار دهیم. اینکه عدهای ممکن است از این تغییرات متضرر شوند، دلیل نمیشود که اصول کلی را نادیده بگیریم یا از اجرای آنها صرفنظر کنیم. بنابراین این استدلال، به نظر من دلیل موجهی برای مخالفت محسوب نمیشود.
موافقان معمولاً به تجربه بینالمللی و عملکرد سایر بورسها استناد میکنند. ضمن اینکه خود ما نیز در مقاطعی این تجربه را داشتهایم؛ از افزایش دامنه نوسان از ۳ به ۵ درصد و سپس ۶ و ۷ درصد گرفته تا دورههایی که معاملات بدون دامنه نوسان انجام میشد. با این حال، شاهد اختلال یا سوءجریان خاصی نبودیم. در چنین مواردی، نهاد ناظر بازار میتواند بهطور کامل شرایط را رصد کرده، کنترلهای لازم را انجام دهد و با متخلفان برخورد کند.
نمادهای بزرگی که در حال حاضر بهصورت یکطرفه در صف خرید قفل شدهاند، نیازمند توجه جدی سازمان بورس و سایر ارکان بازار هستند.
*تجربه بازگشایی بورس پس از جنگ و اینکه بسیاری از نمادها به دلیل افشای اطلاعات گروه «الف» بدون دامنه نوسان باز شدند را چطور ارزیابی میکنید؟ آیا میتوان این تجربه را ملاک قرار داد؟
بازگشایی بسیاری از نمادها بدون دامنه نوسان، آن هم پس از افشای اطلاعات جدید، خود نمونهای از این تجربه است. همانطور که اشاره کردید، اتفاق خاصی رخ نمیدهد و نباید از وقوع یک رخداد یا سوءاستفاده احتمالی، دچار نگرانی بیش از حد شویم. البته این به معنای رها کردن بازار به حال خود نیست.
بازار باید آنچنان عمق پیدا کند و ما به سمت یک بازار کارا حرکت کنیم که امکان اثرگذاری بر قیمتها از طریق دستکاری عرضه و تقاضا به حداقل برسد. در حال حاضر نیز نمادهایی در بازار وجود دارند که اساساً تحت تأثیر چنین رفتارهایی قرار نمیگیرند و نوسان قیمت آنها در چارچوب روند طبیعی بازار شکل میگیرد.
در پایان نیز یک توصیه دارم. نمادهای بزرگی که در حال حاضر بهصورت یکطرفه در صف خرید قفل شدهاند، نیازمند توجه جدی سازمان بورس و سایر ارکان بازار هستند. جا دارد تدابیری اندیشیده شود تا این نمادها هرچه سریعتر به جایگاه قیمتی شفاف و منصفانه خود برسند.