2
آخرین خبرها
سه شنبه 15 ارديبهشت 1405


نقدینه - گزارش مسئولیت اجتماعی سال 1404 بانک اقتصادنوین فقط مجموعه‌ای از ردیف‌ها و تاریخ‌ها نیست؛ شبیه نقشه‌ای است که اگر با دقت نگاهش کنی، به‌جای خط و عدد، ردِ مدرسه‌ها، لبخند دانش‌آموزان، شور سالن‌های ورزشی و نفسِ تازه فرهنگ را می‌بینی. این گزارش بیشتر از آن که «هزینه» را روایت کند، «انتخاب» را نشان می‌دهد؛ انتخابِ اینکه پول کجا تبدیل به اثر شود و کدام نقطه از جغرافیا یا کدام گروه از مردم، اولویت دیده‌شدن پیدا کند.


به گزارش پایگاه خبری نقدینه ، وقتی سطرهای این گزارش کنار هم قرار می‌گیرند، چیزی شبیه یک داستان پیوسته شکل می‌گیرد؛ داستانی که از جنوب و غرب کشور شروع می‌شود، به شرق می‌رسد، در مرکز به فرهنگ و دانشگاه سر می‌زند و دوباره به شهرهای کوچک و روستاها برمی‌گردد.

به گزارش روابط عمومی بانک اقتصادنوین، در دل همین سطرها، نام شهرهایی مثل زاهدان، گچساران، خرمشهر، دهلران، تفتان، آق‌قلا و روستاهایی مانند ابوغویر، حاجی‌قره، طالب‌بیگی، مقصودآباد و انوچ دیده می‌شود؛ نقاطی که هر کدام به‌جای یک عدد، یک جامعه کوچک و واقعی را نمایندگی می‌کنند.

از نان تا دفتر مشق

سال گذشته با رسیدگی به معیشت خانواده‌های کمتر برخوردار در شهرهایی آغاز شد که همیشه نامشان با فاصله و محرومیت گره خورده است؛ بسته‌های معیشتی توزیع شد و در همان روزها، مدرسه‌ای در دهلران یک گام دیگر به تکمیل نزدیک‌تر شد. ترکیب نان و دفتر مشق، تصویر ساده‌ای نیست؛ یعنی توجه هم‌زمان به امروزِ خانواده و فردای کودک.

در زاهدان، گچساران و خرمشهر، کمک‌های معیشتی فقط چند قلم کالا نبود، بلکه نوعی مداخله کوتاه‌مدت برای سبک‌تر شدن فشار زندگی روزمره بود؛ همان‌جایی که خانواده‌ها بیش از هر چیز به یک نفس تازه نیاز دارند. در سوی دیگر، پرداخت اقساط مدرسه مشارکتی در روستای ابوغویر دهلران، معنایی بلندمدت داشت؛ آجرهایی که روی هم می‌نشینند تا سال‌ها بعد کودکانی در همان کلاس‌ها الفبا را یاد بگیرند. این هم‌زمانیِ «امروز» و «فردا» همان‌جایی است که مسئولیت اجتماعی از یک کمک مقطعی عبور می‌کند و به یک نگاه ساختاری نزدیک می‌شود.

در ادامه همین نگاه، تهیه نوشت‌افزار برای دانش‌آموزان مدارس بانک انجام شد؛ بسته‌هایی که میان دانش‌آموزان تمام مدارس تحت پوشش توزیع شد و در مجموع ۵۱ مدرسه را در بر گرفت. این اقدام به ظاهر کوچک، برای بسیاری از دانش‌آموزان به معنای داشتن کیف کامل، دفتر نو و شروع سال تحصیلی با حس برابری بود.

زمین بازی، زمین امید

در میانه سال، ورزش بهانه‌ای شد برای دیده‌شدن اراده‌هایی که معمولا در حاشیه می‌مانند. حمایت از تیم ملی فوتسال ناشنوایان و تیم ملی بوچیا، فقط یک لوگو روی پیراهن نبود؛ پیامی بود که می‌گفت قهرمانی فقط در شنیدن صدای سوت داور خلاصه نمی‌شود و پیروزی می‌تواند در سکوت هم اتفاق بیفتد. بوچیا ورزشی ویژه افراد دارای معلولیت حرکتی شدید است که بر دقت، تمرکز و استراتژی استوار است و کمتر شناخته شده اما عمیقا انسانی است.

در ادامه همین مسیر، حمایت از لیگ کشتی آزاد و فرنگی نیز انجام شد؛ رشته‌ای که سال‌هاست بخشی از حافظه ورزشی و فرهنگی ایران به شمار می‌رود. این حمایت‌ها بیش از آنکه عدد باشند، تبدیل به انرژی روانی و اجتماعی می‌شوند؛ نوعی اعلام حضور در کنار کسانی که با تلاش شخصی‌شان، تصویر امید را زنده نگه می‌دارند.

مدرسه‌هایی که قد می‌کشند

در سیستان و بلوچستان، ایلام و گلستان، مدرسه‌ها فقط ساختمان نیستند؛ شبیه چراغ‌هایی‌اند که در جاده‌های طولانی روشن می‌شوند. پرداخت اقساط ساخت و توسعه مدارس، تهیه نوشت‌افزار برای دانش‌آموزان و ادامه پروژه‌های مشارکتی، در نهایت عددی را ساخته که از هر آمار دیگری گویاتر است: شمار مدرسه‌هایی که در این سال‌ها با مشارکت بانک شکل گرفته یا در دست ساخت است به پنجاه‌ویک رسیده؛ پنجاه‌ویک نقطه نور روی نقشه‌ای که پیش‌تر تاریک‌تر بود.

هر کدام از این مدارس، داستانی جداگانه دارند؛ مدرسه‌ای در تفتان که برای رسیدن به آن باید مسیرهای طولانی طی شود، مدرسه‌ای در آق‌قلا که توسعه‌اش به معنای اضافه شدن چند کلاس و چند فرصت آموزشی تازه است و نوشت‌افزاری که شاید در ظاهر کوچک باشد اما برای دانش‌آموزی که کیفش خالی است، حکم بلیت ورود به کلاس را دارد. این بخش از گزارش بیش از هر جای دیگر نشان می‌دهد که آموزش، یک پروژه کوتاه‌مدت نیست؛ شبیه درختی است که کاشته می‌شود تا سال‌ها بعد سایه بدهد.

در این میان، پروژه‌هایی مانند مدرسه شش‌کلاسه طالب‌بیگی در سروستان فارس، مدرسه سه‌کلاسه ابوغویر دهلران، مدرسه چهارکلاسه مقصودآباد در خراسان شمالی و توسعه مدرسه مشارکتی حاجی‌قره در شهرستان آق‌قلا هر کدام به‌صورت مرحله‌ای پیش رفته‌اند؛ توسعه‌ای که فقط افزودن کلاس نیست بلکه افزودن فرصت است.

فرهنگ؛ آن لایه‌ای که دیده نمی‌شود، اما می‌ماند

همه مسئولیت اجتماعی دیوار و نیمکت نیست. گاهی در یک آیین دانشگاهی یا یک برنامه فرهنگی جریان پیدا می‌کند؛ جایی که گفت‌وگو شکل می‌گیرد و ایده‌ها تکثیر می‌شوند. حمایت از رویدادهای دانشگاهی و تولید برنامه‌های فرهنگی، شبیه کاشتن درختی است که سایه‌اش دیرتر دیده می‌شود، اما ماندگارتر است. وقتی یک برنامه فرهنگی تولید یا یک مراسم دانشگاهی برگزار می‌شود، اثرش در ذهن‌ها می‌نشیند؛ در تصمیم‌های بعدی، در انتخاب مسیر شغلی دانشجویان و حتی در شیوه نگاهشان به جامعه. این همان لایه نرمی است که شاید در گزارش‌ها کم‌رنگ‌تر به چشم بیاید، اما در واقعیت، زیرساخت فکری و فرهنگی آینده را شکل می‌دهد؛ جایی که توسعه فقط به بتن و فولاد محدود نمی‌ماند و به اندیشه و گفت‌وگو گسترش پیدا می‌کند.

در این بخش، حمایت از آیین نکوداشت دانشکدگان مدیریت دانشگاه تهران، پشتیبانی از تولید برنامه «سپنج» ــ برنامه‌ای گفت‌وگومحور با محوریت مسائل اجتماعی و سبک زندگی ــ و همچنین همراهی با برنامه‌های گرامیداشت هفته فراجا دیده می‌شود؛ مجموعه‌ای که پیوند میان دانشگاه، رسانه و جامعه را پررنگ‌تر می‌کند.

تعهدهایی که هنوز نفس می‌کشند

بخش مهمی از این روایت، پروژه‌هایی است که هنوز در حال شدن‌اند؛ مدرسه‌هایی در فارس، خراسان شمالی و گلستان، سالن ورزشی در همدان، مجتمع آموزشی در تفتان و همراه‌سرایی کنار یک بیمارستان در دهدشت. این‌ها کارهایی نیستند که با یک امضا تمام شوند؛ بیشتر شبیه جمله‌هایی‌اند که نقطه‌شان هنوز نوشته نشده است. هر کدام از این پروژه‌ها در مرحله‌ای از مسیر قرار دارند؛ بعضی در انتظار تکمیل، بعضی درحال‌توسعه و برخی در آستانه بهره‌برداری. همین «ادامه داشتن» نشان می‌دهد که مسئولیت اجتماعی یک رویداد سالانه نیست بلکه روندی است که از یک سال‌به‌سال بعد منتقل می‌شود و نیاز به پیگیری مداوم دارد. در کنار این‌ها، حمایت از انجمن اوتیسم نیز دیده می‌شود؛ نهادی مردمی که در حوزه آگاهی‌بخشی، آموزش و توانبخشی خانواده‌های دارای فرزند در طیف اوتیسم فعالیت می‌کند و نقشش بیش از یک کمک مالی، ایجاد شبکه‌ای از آگاهی و امید برای خانواده‌هاست.

هنر؛ وعده‌ای که منتظر اجراست

در افق پیش‌رو، سینما و هنر هم سهم خود را دارند. از حمایت فیلم سینمایی «دادگاه» تا همراهی با کمیته المپیک و حتی اسپانسری کنسرت علیرضا قربانی که به دلایل اجرایی لغو شد اما امید به اجرای آن همچنان زنده است. هنر گاهی به تعویق می‌افتد، اما وقتی رخ می‌دهد، اثرش از بسیاری از پروژه‌های بتنی عمیق‌تر است؛ یک فیلم می‌تواند بحثی اجتماعی را به جریان بیندازد و یک اجرا می‌تواند حال‌وهوای شهری را تغییر دهد. همین انتظار برای برگزاری دوباره یک رویداد هنری، نشان می‌دهد برنامه‌ها صرفا روی کاغذ نمانده‌اند و نیت اجرا همچنان وجود دارد.

جمع یک سال؛ فراتر از جمع اعداد

اگر این مسیر را از بالا نگاه کنی، با فهرستی از پرداخت‌ها روبه‌رو نیستی؛ با داستانی مواجهی که در آن مدرسه‌ها قد می‌کشند، ورزشکاران دیده می‌شوند، فرهنگ نفس می‌گیرد و پروژه‌هایی که هنوز ادامه دارند، امید را زنده نگه می‌دارند. مسئولیت اجتماعی وقتی معنا پیدا می‌کند که در زندگی واقعی مردم لمس شود؛ جایی که یک دفتر مشق، یک سالن کوچک ورزشی، یک برنامه فرهنگی یا یک اجرای موسیقی، می‌تواند روز کسی را عوض کند و گاهی مسیر زندگی‌اش را. در نهایت، ارزش این روایت نه در بزرگی اعداد، بلکه در گستردگی اثرهاست؛ در این‌که هر کدام از این اقدام‌ها نقطه‌ای را روشن کرده و کنار هم تصویری پیوسته از توجه و استمرار ساخته‌اند.

<###dynamic-0###>

تمامی حقوق مادی و معنوی این سایت متعلق به پایگاه خبری نقدینه است.