رئیس پژوهشکده پولی و بانکی
بانک مرکزی در خط مقدم مدیریت بازار ارز در شرایط جنگی است
نقدینه - رئیس پژوهشکده پولی و بانکی با اشاره به شرایط جنگی و فشارهای موجود بر اقتصاد کشور گفت: بانک مرکزی در خط مقدم مدیریت بازار ارز قرار دارد و با توجه به محرمانه بودن اطلاعات ذخایر ارزی، قضاوت درباره سیاستهای ارزی بدون اطلاع از منابع و ملاحظات پشت تصمیمات این بانک منطقی نیست.
به گزارش پایگاه خبری نقدینه ، کوروش پرویزیان، رئیس پژوهشکده پولی و بانکی در گفتوگو با خبرنگار ایبنا، درباره سیاستهای ارزی بانک مرکزی و نحوه مدیریت بازار ارز در شرایط فعلی اظهار کرد: برای اظهار نظر درباره سیاستهای ارزی لازم است اطلاعات کاملی از حجم این ذخایر داشته باشیم که قطعا چنین اطلاعاتی در دسترس نبوده و قرار هم نیست در اختیار همگان باشد. در شرایط جنگی و بدون اطلاع از ذخایر ارزی که بانک مرکزی در اختیار دارد؛ هیچ آدم عاقلی به سیاستگذاریها و ریاست بانک مرکزی کشورش انتقاد نمیکند. چرا که در چنین شرایطی فردی که بدون اطلاع از ملاحظات و اطلاعات پشت تصمیمات انتقاد میکند، دغدغهای برای منافع ملی را ندارد و آن را درک نمیکند.
پرویزیان ادامه داد: البته این صحبت به معنای تعریف و تمجید صرف از اقدامات بانک مرکزی نیست، اما باید پذیرفت رئیسکل بانک مرکزی بهتر از هر فرد دیگری میداند چقدر ذخایر دارد و چگونه میتواند بازار را کنترل کند.
ذخایر بانک مرکزی، مثل مهمات نظامی است
رئیس پژوهشکده پولی و بانکی با اشاره به اینکه غیر از مدیریت بانک مرکزی افراد دیگر از جزئیات منابع بانک مرکزی اطلاع ندارند، گفت: هیچ کسی جای رئیس کل بانک مرکزی نیست که اما و اگرها را بداند. حتی بنده که اقتصاد خواندهام و تخصصم مدیریت انتظارات، نرخ ارز و پول است، نباید به خود اجازه دهم درباره سیاستهای ارزی این روزها اظهار نظر کنم؛ چراکه جزئیاتی را که بانک مرکزی در جریان آن است، من نمیدانم و اصلاً نباید هم بدانم.
وی با اشاره به اهمیت محرمانه بودن میزان ذخایر ارزی کشور تصریح کرد: میزان ذخایر بانک مرکزی مثل میزان مهمات نظامی یک کشور است. هیچ کشوری اعلام نمیکندچقدر مهمات دارد. منطقی هم نیست که یک کشور اطلاعات مربوط به میزان مهماتش را اعلام کند.
پرویزیان افزود: بانک مرکزی هم قرار نیست میزان ذخایر خود را اعلام کند، اما حتماً محاسبهای انجام داده و بر اساس کشش بازار، این احتمال را داده که منابع لازم را دارد و میتواند نرخ دلار را کنترل کرده و بازار را نگه دارد.
وی ادامه داد: بدترین حالت این است که بگوییم بانک مرکزی آنقدر ذخیره ندارد و فقط میخواهد از نظر روانی بازار را قانع کند که محکم ایستاده است. اما اگر این اقدام را نکند، چه سیاستی باید به کار گیرد؟ باید بپذیریم شرایط، شرایط جنگی است. کشور در شرایط نه جنگ و نه صلح نیست؛ تحت فشار و محاصره از جهات مختلف قرار دارد که حتی برای واردات داروهای بیماران خاص هم چالشهایی وجود دارد؛ بنابراین باید درک کرد که بانک مرکزی در چه شرایطی اقتصاد را اداره میکند.
پرویزیان تأکید کرد: در چنین شرایطی اصلاً نباید تحلیلهای اقتصادی را به معنای معمول انجام داد. مدیران بانک مرکزی مدیریت جنگی دارند و منابع بانک مرکزی را مدیریت میکنند.
راهکاری برای کاهش نوسانات ارزی بازار
رئیس پژوهشکده پولی و بانکی در ادامه با ارائه پیشنهادی درباره نحوه مدیریت بازار ارز گفت: به جای بحث درباره اینکه این کار درست است یا غلط، یک پیشنهاد دیگر برای آقای همتی و مجموعه کارشناسان ایشان دارم. ما علاوه بر نرخ دلار که در بازار بسیار مهم است و بانک مرکزی میخواهد آن را مهار کند، یک انتظارات تورمی هم داریم که بخشی از آن به نرخ دلار مستتر در کالاها برمیگردد. یعنی چه؟ فرض کنید یک خودرو در خارج از کشور ۱۰ یا ۱۵ میلیارد تومان قیمت دارد، اما در ایران ۱۰۰ میلیارد تومان قیمت خورده است. اگر همان خودرو وارد شود و قیمت آن مثلاً به ۳۰ میلیارد تومان برسد، چه اتفاقی میافتد؟ بدون اینکه بانک مرکزی الزاماً دلار زیادی در بازار توزیع کرده باشد، نرخ دلار مستتر در ذهن افراد شکسته میشود.
پرویزیان افزود: توصیه من این است که در کنار همه تصمیمات، روی کاهش نرخ دلار مستتر در کالاها کار کنند؛ بهخصوص کالاهای وارداتی که ممنوعیت واردات باعث شده نرخ آنها بالا برود.
وی با اشاره به بازار خودرو گفت: با دلار ۳۰۰ هزار تومان هم که حساب کنید، لکسوس یا لندکروز نباید ۱۵۰ میلیارد تومان قیمت بخورد. اگر ۱۰۰ دستگاه خودرو وارد کشور شود و قیمت خودرویی که ۱۵۰ میلیارد تومان شده به ۳۰ میلیارد تومان برسد، آن اتفاق روانی در بازار رخ میدهد.
این کارشناس اقتصادی ادامه داد: وقتی یک خودروی ۶۰ هزار دلاری در ایران ۱۵۰ میلیارد تومان قیمت میخورد، فرد ۱۵۰ میلیارد را بر ۶۰ هزار دلار تقسیم میکند و به این نتیجه میرسد که نرخ دلار مثلاً ۵۰۰ هزار تومان است، نه ۳۰۰ هزار تومان. بعد مناسبات اقتصادی خودش را بر مبنای همان نرخ شکل میدهد.
پرویزیان گفت: بنابراین برای اینکه قیمت دلار پایین بیاید، در کنار عرضه ارز توسط بانک مرکزی؛ باید نرخ دلار را در ذهن افراد هم پایین آورد؛ این همان مدیریت انتظارات است.
ضرورت شکستن انتظارات
وی با بیان اینکه برای اجرای این سیاست لزوماً نباید از منابع بانک مرکزی مصرف شود، گفت: دولت لازم نیست برای این کار حتماً دلار بدهد. بخش خصوصی میتواند وارد عمل شود. مثلاً هر ایرانی خارج از کشور که خودرو خریداری کرده، بتواند آن را وارد کشور کند؛ به شرط اینکه منشأ ارز آن مشخص باشد.
پرویزیان تصریح کرد: باید مشخص باشد که این دلار از خارج از کشور آمده است؛ فرد میتواند صورت مالی یک بانک خارجی ارائه کند، نشان دهد پول خودش در خارج بوده، یا کالا صادر کرده و ارز گرفته است. اما نباید کسی برود دلار را از کف بازار تهران جمع کند و بعد با آن خودرو وارد کند.
رئیس پژوهشکده پولی و بانکی تأکید کرد: اگر مثلاً ۵۰ دستگاه لندکروز وارد شود و قیمت آنها از ۱۵۰ میلیارد به ۳۰ میلیارد تومان برسد، همین ۵۰ خودرو میتوانند یک اثر روانی ایجاد کنند. لازم نیست یک میلیون خودرو وارد کشور کنیم.
وقتی منافع عدهای به خطر میافتد
پرویزیان در ادامه با اشاره به مخالفت برخی گروهها با آزادسازی واردات برخی کالاها گفت: متأسفانه عدهای هستند که یا رانت دارند، یا در مافیای فساد قرار دارند، یا منافع اقتصادی دارند و به همین دلیل اجازه نمیدهند واردات برخی کالاها آزاد شود.
وی افزود:اگر لندکروز ۱۵۰ میلیارد تومانی به ۳۰ میلیارد تومان برسد، آن وقت کسی که امروز ۲۷ خودروی دیگر را با قیمت بالا در بازار میخرد، دیگر چنین کاری نمیکند. این موضوع منافع برخی افراد را تحت تأثیر قرار میدهد.
پرویزیان در ادامه به موضوع واردات خودرو و دیدگاه برخی کارشناسان اشاره کرد و گفت: برخی افراد در شرایطی به صحبتهای کارشناسی و انتقاد از سیاستها میپردازند که خود آنها در این جریانات ذی نفع هستند و تصمیمات بانک مرکزی ممکن است منافع آنها را به خطر بیندازد.
وی سپس به بازار موبایل اشاره کرد و گفت: چرا باید موبایلی مثل آیفون ۱۸ به قیمت ۸۰۰ میلیون تومان برسد؟ اگر واردات آن آزاد شود و هزینه رجیستری و سایر هزینههای قانونی هم مشخص باشد، چرا باید چنین فاصلهای میان قیمت جهانی و قیمت داخلی وجود داشته باشد؟
پرویزیان تصریح کرد: نمیگویم دولت دلار توزیع کند. اما اجازه بدهید کالاهایی که نرخ دلار در آنها مستتر شده، وارد شوند و قیمتشان شکسته شود. این اتفاق میتواند بدون مصرف مستقیم ذخایر بانک مرکزی، نرخ دلار را در ذهن مردم پایین بیاورد.
مدیریت انتظارات یعنی تغییر محاسبه فعال اقتصادی
این کارشناس اقتصادی در پایان با تأکید بر اینکه مفهوم «مدیریت انتظارات» باید فراتر از توصیههای کلی دیده شود، گفت: همه میگویند مدیریت انتظارات، اما سؤال این است که مدیریت انتظارات چگونه اتفاق میافتد؟ انتظارات من بهعنوان فعال اقتصادی بر چه اساسی شکل میگیرد؟
وی افزود: وقتی من در ذهنم نرخ دلار را ۴۰۰ هزار تومان میبینم، نهاده دامی را هم با همان نرخ محاسبه میکنم، قیمت مرغ و گوشت را هم با همان نرخ میسنجم و تصمیم اقتصادیام را بر همان اساس میگیرم؛ بنابراین اگر بخواهیم نرخ دلار در ذهن مردم پایین بیاید، باید نرخ دلار مستتر در کالاها را هم کاهش دهیم.
پرویزیان گفت: لازم نیست یکباره درهای کشور را باز کنیم و یک میلیون خودرو وارد کنیم. ۵۰ لندکروز وارد شود و قیمتش از ۱۵۰ میلیارد به ۳۰ میلیارد برسد، همان ۵۰ معامله میتواند پیام مهمی به بازار بدهد.
وی در پایان تأکید کرد: برای کاهش نرخ دلار فقط خود دلار را نباید توزیع کرد؛ نرخ دلار را در ذهن آدمها باید پایین آورد. اگر سیاستگذار بتواند با استفاده از ظرفیت بخش خصوصی، کاهش محدودیتهای وارداتی و کنترل نرخ دلار مستتر در کالاها این انتظارات را مدیریت کند، میتواند بدون آنکه الزاماً ذخایر ارزی کشور را هزینه کند، بخشی از فشار روانی بازار را کاهش دهد.