میتوانیم ترکیبی از داراییها را در سبد خود داشته باشیم
پیشبینی بازار سرمایه پس از بازگشایی
نقدینه - یک کارشناس بازار سرمایه میگوید: به نظر میرسد سیاست بانک مرکزی، بر خلاف ادوار گذشته، بر ثبات دستوری و سرکوب نرخ ارز استوار نیست. برداشت من این است که بانک مرکزی به سمتی حرکت میکند که نرخ ارز را همگام با تورم تعدیل کند.
به گزارش پایگاه خبری نقدینه ، همزمانی ابهامهای سیاسی، نوسانات ارزی و نگرانی درباره آینده متغیرهای کلان اقتصادی، فضای تصمیمگیری را برای سرمایهگذاران پیچیدهتر کرده است. در چنین شرایطی، نگاه فعالان بازار بیش از هر زمان دیگری به رفتار بورس، سیاستهای ارزی بانک مرکزی و سناریوهای محتمل در حوزه سیاست خارجی دوخته شده است.
کارشناسان معتقدند بورس در کوتاهمدت ممکن است تحت فشار فروش و رفتارهای هیجانی قرار گیرد، اما در میانمدت، متغیرهایی همچون گزارش عملکرد شرکتها، روند نرخ ارز و احتمال توافق سیاسی میتواند مسیر متفاوتی را پیشروی بازارها قرار دهد. همزمان، افزایش تقاضای ارز و نگرانی از محدودیتهای تجاری و صادراتی، بر انتظارات تورمی و استراتژی سرمایهگذاران اثر گذاشته است.
در گفتوگوی پیشروی اقتصادنیوز با نوید خاندوزی، کارشناس بازار سرمایه، ابعاد مختلف چشمانداز بازار سرمایه، آینده نرخ ارز، واکنش بازارهای موازی به سناریوهای سیاسی و همچنین ترکیب بهینه سبد داراییها در شرایط فعلی مورد بررسی قرار گرفته است.
*آقای خاندوزی! با تداوم وضعیت «نه جنگ نه توافق» روند بازار سرمایه در هفتههای آینده را چطور میبینید؟
در خصوص وضعیت بازار در هفتههای آتی، به نظر میرسد که ما در ابتدای بازگشایی، شاهد یک عملیات کاهشی ناشی از فشار فروش چند دسته از سهامداران باشیم.
گروه اول، کسانی هستند که دیدگاه منفی نسبت به شرایط سیاسی دارند و قطعاً شروع به فروش داراییهای خود خواهند کرد. دسته دیگر، سهامداران اعتباری و همچنین بخشی از ابطال واحدهای صندوقهای سرمایهگذاری هستند. تلاقی این عوامل باعث میشود که در هفته اول و به ویژه در روز بازگشایی، در اکثر نمادها فشار فروش حاکم شود. بنابراین پیشبینی میشود که هفته اول بازار با چالش مواجه شود؛ اما در خصوص هفتههای بعد، شرایط ممکن است به شکل دیگری پیش برود.
*در روزهای اخیر شاهد نوسان بیشتری در قیمت ارز هستیم. آیا تقاضای جدیدی وارد بازار شده یا عامل دیگری موجب رشد قیمتها شده؟
در مورد قیمت ارز باید در نظر بگیریم که بر اساس برآوردهای مختلف، احتمالاً رقمی در حدود ۱۵ میلیارد دلار از صادرات محصولات پتروشیمی و فولادی ما از چرخه خارج شده است. این موضوع آثار خود را به صورت کسری نشان خواهد داد و باعث میشود جریان تقاضای ارز با جدیتی بیشتر خود را نمایان کند. به همین دلیل، کسانی که نیاز ارزی دارند، تقاضای خود را در بازار آزاد یا بازارهای حواله مطرح میکنند؛ در واقع سرعت رشد نرخ حواله نیز ناشی از همین مسئله است.
نکته حائز اهمیت این است که به نظر میرسد سیاست بانک مرکزی، بر خلاف ادوار گذشته، بر ثبات دستوری و سرکوب نرخ ارز استوار نیست. برداشت من این است که بانک مرکزی به سمتی حرکت میکند که نرخ ارز را همگام با تورم تعدیل کند. بخشی از جریان فعلی ارز ناشی از این موضوع و همچنین ترس از پیامدهای احتمالی همچون محاصره دریایی است.
برآوردها حاکی از آن است که اثر این محاصره دریایی روزانه بین ۲۵۰ تا ۵۰۰ میلیون دلار خواهد بود. این موضوعی است که اثرات خود را نشان میدهد و به نظر میرسد این ذهنیت برای فعالان بازار ارز و سرمایه ایجاد شده است که کاهش چشمگیری در نرخ ارز رخ نخواهد داد. بنابراین، قیمتهای فعلی برای کسانی که نیاز ارزی دارند، قیمتهای منطقی محسوب میشود.
در بازار طلا و ارز باید به سیاستهای دولت نگریست
*در سناریوی توافق، کدام بازارها بیشترین پتانسیل رشد یا اصلاح قیمت را دارند و سرمایهگذاران باید از چه داراییهایی فاصله بگیرند؟
سناریوی توافق موضوعی بعید یا دور از ذهن نیست و اتفاقاً با توجه به اخبار واصله، سناریویی قابل دسترسی است. در صورت تحقق توافق، قطعاً بازار سرمایه میتواند فضا و شرایط بهتری را تجربه کند.
در مقابل، بازارهایی که اخیراً رشد بسیار زیادی داشتهاند - بدون آنکه بخواهیم مسکن را صرفاً به عنوان یک بازار مالی تعریف کنیم - شاهد اصلاح خواهند بود. بازارهای کالایی مانند خودرو (بیشتر) و مسکن (کمتر) اصلاحهای جدیتری را تجربه میکنند. در بازار طلا و ارز باید به سیاستهای دولت نگریست؛ اگر دولت قادر باشد با تکیه بر داراییهای آزاد شده بازار را کنترل کند و نرخ ارز را صرفاً تابعی از تورم قرار دهد، به نظر میرسد رشد نرخ ارز حتی از نرخ اوراق نیز کمتر باشد. در آن شرایط بازدهی منفی نخواهد بود، بلکه بازدهی ارز همگام با تورمِ اوراق خواهد بود و در این میان، بازار سهام با توجه به پتانسیلهای خود میتواند شرایط بهتری را در این مدت تجربه کند.
*با نزدیک شدن به فصل انتشار گزارشهای سالانه شرکتهای بورسی و برگزاری مجامع، وضعیت گزارشدهی شرکتها را با توجه به تعطیلی معاملات بازار سهام چطور میبینید؟ آیا باید باز شدن بازار موکول به گزارشدهی جدید شود؟ پیششرطهای بازگشایی معاملات بورس چیست؟
در مورد بازگشایی و بحث گزارش شرکتها، یک نکته اساسی وجود دارد. شرکتها شفافسازیهایی انجام دادهاند که چندان کامل نبود و بازار همچنان با ابهامات گستردهای در خصوص بخش بزرگی از صنایع روبروست. این ابهامات ناشی از کسریها، کمبودها و تردیدها در زنجیره تولید و بهای تمام شده است. همچنین مسائلی نظیر آثار قطعی احتمالی گاز و برق هنوز برای بازار روشن نشده است. شفافیت در این حوزهها مستلزم انتشار دادههای کلانتری است که تاکنون منتشر نشده است.
به نظر من، بازار این بار به جای تمرکز صرف بر صورتهای مالی، وزن بیشتری به این ابهامات خواهد داد. با این حال، گزارشهای ماهانه اردیبهشت میتواند پالس روشنی به بازار بدهد و از سوی دیگر، گزارشهای ۱۲ ماهه شرکتها که در پایان اردیبهشت منتشر میشوند، عمدتاً گزارشهای خوبی خواهند بود. در واقع ما شاهد یک تقابل یا وزنکشی بین این دو موضوع خواهیم بود، هرچند من فکر میکنم وزن گزارشهای اردیبهشت و چشمانداز ابهامات موجود، بیشتر باشد.
اوراق را صرفاً یک «پارکینگ موقت پول» میدانم
*با توجه به شرایط فعلی اقتصاد ایران (تورم بالا، رشد نقدینگی و رکود نسبی در برخی بازارها)، آیا میتوان یک استراتژی ترکیبی برای سرمایهگذاری پیشنهاد داد که در هر دو سناریو کمریسکتر باشد؟
در مورد استراتژی ترکیبی، بله، ما میتوانیم ترکیبی از داراییها را در سبد خود داشته باشیم. در فضای کنونی، گواهیهای کالایی نیز در سبد قرار میگیرند، اما به نظرم نباید وزن خیلی بالایی داشته باشند. به اعتقاد من، بازار سهام در شرکتهایی که شرایط بنیادی خوبی دارند همچنان میتواند تا ۵۰ درصد از پرتفوی را به خود اختصاص دهد. ۵۰ درصد مابقی نیز میتواند ترکیبی از طلا و گواهیهای کالایی باشد.
من به سرمایهگذاری در اوراق، به آن شکلی که برخی مطرح میکنند، اعتقادی ندارم و اوراق را صرفاً یک «پارکینگ موقت پول» میدانم تا در زمان مناسب دوباره سرمایهگذاری شود؛ چرا که معتقدم وقتی نرخ تورم نقطه به نقطه ما ۷۰ درصد است، اوراق ۴۰ درصدی اصلاً معنایی ندارد و بازدهی واقعی آن منفی خواهد بود. به همین جهت، سرمایهگذاری در اوراق را توصیه نمیکنم.