یورو در آستانه فرصت تاریخی برای رقابت با دلار
نقدینه - با تضعیف اعتماد جهانی به دلار و افزایش تمایل بانکهای مرکزی به طلا، اروپا فرصت کمسابقهای برای تقویت نقش یورو بهعنوان ارز ذخیره جهانی دارد، اما کمبود اراده سیاسی میتواند این موقعیت را از بین ببرد.
به گزارش پایگاه خبری نقدنیه ، روزنامه فایننشال تایمز در گزارشی نوشت: اروپا به وضوح فرصت این را دارد که دلار را از جایگاه مسلط خود کنار بزند. این که آیا از چنین فرصتی بهره میگیرد یا خیر مسالهای دیگر است. در این میان مشتاقان طلا نیز منتظر دیدن واکنش اروپا نمیمانند.
حمایت از یورو به عنوان ارزی که بتواند واقعا با دلار در ذخایر ارزی، تجارت و به عنوان حلقه پیوند نظام مالی جهانی رقابت کند موضوع تازهای نیست. اما این بحث پس از آنکه آمریکا در پی سیاستهای تعرفهای جهانی رئیس جمهور خود، دونالد ترامپ اتحادهای دیرینه جهانی را تضعیف کرد، بهطور قابل توجهی شدت گرفت.
اظهارات کریستین لاگارد رئیس بانک مرکزی اروپا در ژوئن (خردادماه) سال گذشته مبنی بر اینکه ما در آستانه «عصر یورو جهانی» قرار داریم، این امید را ایجاد کرد که آرمانهای بلندپروازانه زمان شکلگیری این ارز مشترک، سرانجام به اقدامات عملی جدی تبدیل شود.
با این حال، اروپا همچنان در مرحله سخنرانی در این باره و دعوت جدی به اقدام قرار دارد؛ روندی که در هفتههای اخیر نیز پررنگتر شده است.
فایننشال تایمز نوشت: فیلیپ لین عضو هیات اجرایی بانک مرکزی اروپا در سخنرانی خود در آوریل (فروردین ماه) بار دیگر نکات مثبت و منفی این موضوع را یادآور شد. از جنبه مثبت، مجموعهای از اصلاحات در سالهای اخیر—که اغلب در دل بحرانها شکل گرفتهاند—باعث شده یورو برای نقش بزرگتر آمادهتر شود.
نظام بانکی منطقه اکنون امنتر است، پشتوانههای مالی دولتها تقویت شدهاند و بانک مرکزی اروپا مجموعهای از ابزارهای حمایتی برای جلوگیری از اختلال در بازار اوراق قرضه را در اختیار دارد.
همچنین اوراق مشترکی که با پشتوانه کشورهای عضو اتحادیه اروپا منتشر شدهاند وجود دارند و از نظر اصولی این ایده آزموده شده است. با این حال، این اوراق هنوز برای ایفای نقش یک دارایی ذخیرهای جدی بسیار کوچک هستند و همچنین نسبت به اوراق دولتی فرانسه یا آلمان، دشوارتر معامله میشوند.
لین تاکید کرد که پیشبرد واقعی این پروژه «در نهایت به اراده سیاسی کافی و اعتماد متقابل» بستگی دارد.
همانطور که او و دیگران اشاره کردهاند، احساس فوریت در این زمینه ضروری است. حتی در ماه نوامبر (آذرماه)، سه اندیشمند برجسته مالی اروپا یعنی فیلیپ هیلدبراند، هلن ری و موریتز شولاریک در مقالهای هشدار دادند که این منطقه «باید بر سلطه عظیم بازارهای سرمایه آمریکا غلبه کند» و افزودند که «زمان اندک است».
آنها تامین مالی مشترک اروپایی از طریق اوراقی با جایگاه حاکمیتی، انتشار منظم و پذیرش کامل در سازوکارهای مالی بانک مرکزی اروپا را از راههای کلیدی تحقق این هدف دانستند.
این سه اندیشمند نوشتند: هر قدر از اضطرار این امر گفته شود کم است به ویژه زمانی که اروپا به تامین مالی دفاع از اوکراین متعهد است و با «تغییر تعهدات ایالات متحده» مواجه شده است.
این گزارش با اشاره به اینکه این سخنان پیش از بروز اختلاف میان آمریکا و ناتو بر سر جنگ ایران مطرح شده بود، ادامه داد: آنها درست میگویند. تاکنون نیز هیچ سرمایهگذار بزرگ اوراق قرضهای را ندیدهام که نسبت به اوراق مشترک اروپایی در مقیاس گسترده بیمیل باشد. سرمایهگذاران خصوصی بهسرعت این اوراق را جذب خواهند کرد. اما به نظر میرسد نظام موجود عزم جدی بر تحقق هرچه سریعتر این اهداف ندارد و اقدامات لازم به کندی صورت میپذیرد.
ما میدانیم که تمایل به فاصله گرفتن از دلار واقعی است، زیرا میتوان آن را در جریان ورود سرمایه به طلا مشاهده کرد—داراییای که برخلاف یورو، هیچ زیرساخت متمرکزی ندارد. طلا بهسرعت در حال صعود در رتبهبندی داراییهای مورد علاقه مدیران ذخایر ارزی است.
بر اساس گزارشی از یک موسسه پژوهشی وابسته به بانک دویچه، طلا اکنون نزدیک به یکسوم ذخایر بانکهای مرکزی را تشکیل میدهد، در حالی که سهم دلار طی چند سال گذشته از بیش از ۶۰ درصد به ۴۰ درصد کاهش یافته است.
البته بخش بزرگی از افزایش سهم طلا نتیجه رشد قیمت آن در سالهای اخیر است، اما همانطور که مالیکا سچدوا و مایکل هسو از این بانک نوشتهاند یک عامل واقعی حجمی نیز در این روند وجود دارد: خریدهای بانکهای مرکزی خود تا حدی عامل شکلگیری شتاب قابلتوجه قیمت بودهاند.
این نشریه ادامه داد: بانکهای مرکزی بازارهای نوظهور، بهویژه پس از مسدود شدن ذخایر روسیه در پی تهاجم گسترده به اوکراین در سال ۲۰۲۲، بهطور جدی به خریداران طلا تبدیل شدهاند. ماهیت غیرقابلانتقال و بدون تابعیت طلا، برای هر دولتی که نگران مسدود شدن ذخایر ارزی خود باشد—چه این ذخایر به دلار، یورو یا هر ارز دیگری باشد—جذابیتی ویژه ایجاد میکند. با این حال، این گرایش در میان مدیران ذخایر رسمی برای فاصله گرفتن از دلار، بیانگر این برداشت مهم است که اعتماد سرمایهگذاران بزرگ به پیشبینیپذیری و قابلیت اتکای ایالات متحده بهطور جدی آسیب دیده است.
اگر این روند ادامه پیدا کند، بر اساس برآورد تحلیلگران بانک دویچه، ممکن است طی پنج سال آینده با قیمت هر اونس طلا در سطح ۸ هزار دلار یا حتی بالاتر روبهرو شویم؛ رقمی بسیار بالاتر از قیمت کنونی طلا که حدود ۴۵۰۰ دلار است.
در این گزارش آمده است: با این حال، هیچیک از این موارد به این معنا نیست که سرمایهگذاران قصد فروش دلار را دارند. در واقع، آنها صرفا بهطور غیرمعمولی به این موضوع علاقهمند شدهاند که در کنار دلار، داراییهای دیگری را نیز در سبد خود افزایش دهند؛ موضوعی که از تغییرات آشکار در ائتلافها و رقابتهای ژئوپلیتیکی ناشی میشود.
تاریخ اخیر بازارهای مالی سرشار از فرصتهای از دسترفته است. بسیاری از دولتها در دوران نرخ بهره نزدیک به صفر، فرصت استقراض تقریبا رایگان را از دست دادند؛ امکانی کلیدی برای تامین مالی ارزان پروژههای انرژی و زیرساختی که احتمالا دیگر تکرار نخواهد شد.
بخش عمدهای از جهان نیز پیام مربوط به گذار به انرژی سبز را پس از حمله روسیه به اوکراین نادیده گرفت؛ مسالهای که اروپا و آسیا را امروز در مواجهه با وضعیت خاورمیانه در موقعیتی دشوار قرار داده است. این کاملا محتمل است که اروپا نیز این فرصت را از دست بدهد، اما چنین نتیجهای بسیار تاسفبار خواهد بود.